محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
7
اكسير اعظم ( فارسى )
قابض نبايد داد كه مضر است خاصه اگر خوف سده بود مگر مزورهء زرشك و آب انار كه به جگر مفيد است ليكن هرگاه طبع نرم بود و به قبض حاجت افتد ماش و برنج بريان با زرشك و سماق پخته توان داد . و اگر طبع قبض بود بهر غذا مزورات كه از زرشك و تمر هندى و مانند آن پخته باشند اختيار نمايند و الا به مزورهء ماش و اسفاناخ غذا سازند و تا ممكن باشد از خوردن گوشت احتراز كنند و هنگام ضرورت گوشت بچهء مرغ يا حلوان اصلاح نموده بدهند . اقوال مهره : [ جالينوس ] جالينوس گفته سزاوار است كه حفظ كبد در استعمال مبرد مرطب مفرط الترطيب نمايند بهر آنكه از ضعف آن مفضى به سوى سوء القنيه و استسقاء امن نيست و نه از حدوث سدهها در آن . و بالجمله در ادويهء آن قوت انضاج و جلا باشد و موافقترين اشيا كه در آن اين قوت است ماء الشعير است كه در آن تخم كاسنى و زرشك داخل كرده پخته باشند كه آن جامع انضاج و جلا و تفتيح و تليين و تقويت جگر است و جميع اين خصال در كاسنى بستانى صرف نيز موجود است و هر قدر تلخ باشد در تفتيح سدد بالغتر بود و اين ضماد به صحت تجربهء ما رسيده صندل سرخ صندل سفيد هر واحد اوقيه افسنتين ربع اوقيه كافور به مقدارى كه بوى او غالب آيد باريك سائيده به قيروطى روغن گل آميخته ضماد نمايند . و هرگاه در آن طبيعت نرم باشد سفرجل و گل سرخ پخته سوده بر شكم نهند . و هرگاه قوت ضعيف و ارواح تحليل گردد به گوشت دراج و حملان و گوساله به آبغوره و آب زرشك غذا سازند . و اگر تپ باشد از گوشت پرهيز كنند . [ بوعلى سينا ] بوعلى سينا نوشته واجب است كه تلطيف در تبريد جگر كنند و مبالغه به غايت ننمايند و در آن از ارخاى شديد به مرطبات مائى و از احداث سدهها به مبردات غليظ و از تخدير بالغ حذر كنند و بايد كه مبردات او جامع تبريد و جلا و تفتيح و تنفيذ غذا و قبض مقوى غير كثير باشند و در ماء الشعير همه اين خصال است و كاسنى برى و بستانى در اين معنى به غايت نافع بهر آنكه مزاج او به سوى برودت مفرط نيست و در آن مرارت مفتح غير مسخن است و قبض معتدل مقبول بالغ در منفعت او است و مضر كبد بارد هم نيست و گاهى جوش كرده مىخورند و خصوصاً به گشنيز تر و خشك و گاهى به سركه تناول مىكنند و زرشك را نيز خاصيت عظيم است و ايضا تمر هندى را . و چون سدهها در كبد محسوس گردد نفع يابند اگر آب كرفس به آب كاسنى برى و بستانى اضافه نمايند كه آن تفتيح سدهها نمايد از هر دو جهت و آن سريع النفوذ است و كذلك سكنجبين و از آنچه نفع به اين مىكند اين است كه بگيرند آب كاسنى و آب كاكنج و آب عنب الثعلب هر واحد دو اوقيه آب گشنيز تر و آب باديان هر واحد يك نيم درم و نيم درم زعفران آميخته بنوشند و گاهى روغن گل جيد و روغن تفاح به آب سرد مىنوشند و تعديل حرارت كبد مىكند و از آنچه نفع مىكند سوء مزاج حار جگر را اين است كه اسپغول دو مثقال به شكر طبرزد و آب سرد بخورند . و ايضا ماء القرع و ماء الخيار و آب انار و دوغ گاؤ و آب سيب و امرود و فرفير و عصارهء گل سرخ تازه بنوشند . و چون تب نباشد ماء الجبن به سكنجبين هر روز با سه درم هليله زرد و يك درم لك مغسول و نيم درم تخم كرفس بنوشند . و چون دو هفته از شرب آن فارغ شوند شير شتر بنوشند از يك رطل تا دو رطل و در آن ادويهء مدرهء مفتحهء منفذه مثل اندكى از عصارهء غافث يا از تخم كاسنى و تخم كشوث داخل كنند و گاهى احتياج مىافتد به مثل فقاح اذخر و گاهى حاجت به نوشيدن مخدرات و معاجين افيونيه و بنجيه و فلونيا افتد و من آن را مكروه مىدارم از آن مذهب يافته نشده و جوان قوى را در گرما گاهى كفايت مىكند نوشيدن آب بسيار سرد بر نهار و نفع مىكند آن را قرص طباشير و قرص زرشك بارد و قرص كافور و از اقراص نافعه اين قرص است بگيرند گل بيد گل نيلوفر هر واحد ده درم گل سرخ دوازده درم كافور دو درم و نيم صندل سرخ و لك مغسول به افاويه چنانچه صبر را مغسول مىكنند و فوفل هر يك هشت درم زعفران سه درم ريوند پنج درم گل قبرسى و مصطكى و پرسياوشان هر واحد سه درم در آب عنب الثعلب و آب كاسنى سرشته قرص سازند هر قرص يك مثقال و هر روز يك قرص به آب عنب الثعلب با كاسنى بخورند و گاهى نفع مىكند آن را ضمادات به اين صفت بگيرند برگ خرفه و سائيده روغن گل آميزند و سرد كرده ضماد نمايند و يا بگيرند صندل يك اوقيه و فوفل و بنفشه هر واحد نيم اوقيه و گل سرخ يك نيم اوقيه زعفران نيم اوقيه و افسنتين ربع اوقيه و كافور دو درم به قيروطى روغن بيد آميخته و بر برگ كدو يا برگ حماض يا برگ چقندر ماليده ضماد كنند و گاهى به عصارات بقول بارد مثل عصارهء كدو و خيار و سائر آنچه در مشروبات مذكور شد در آن آرد جو يا آرد عدس آميخته و روغن گل انداخته ضماد مىكنند و گاهى چيزى از جنس صندل و فوفل و كافور داخل مىنمايند و بعيد نيست كه در آن چيزى از عطريات و آبهاى فواكه خوشبو داخل كرده شود و گاهى اندك از مىسوسن بر آن مىريزند . و اما اغذيه كه ايشان را مىدهند مثل ماء الشعير است و سلاقات بقول مذكوره و نفس آن بقول مطبوخ و كاسنى مطبوخ به گشنيز تر و كاهو و چقندر مطبوخ و دوغ ترش و آب جغرات و لحوم حلزونات و از فواكه زعرور و به و امرود است و در اين كثرت نكنند تا در قبض نيفزايد و توليد سدهها نكند و سيب و انار ميخوش و غورهء ترش و قبض اين بدانچه در آن